تا پایان مرداد ماه 25% تخفیف کد rah04
  • بووار استدلال می‌کند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده‌اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته‌اند؛ بنابراین مردان کنش‌گرا، و زنان کنش‌پذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با وجود این، بووار خوش‌بین بود و عقیده داشت زنان می‌توانند زمینهٔ آزادی خود را فراهم کنند. آن‌ها می‌توانند افسانه‌های فرهنگی را به چالش بکشند، می‌توانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پایین‌دست‌بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهم‌تر آنکه، آنان می‌توانند رابطهٔ برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در برابر مردان، «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته است. به عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آن‌ها می‌توانند با نفی این افسانه‌های فرهنگی، خود را بازتعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنت‌های فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلال‌های زیست‌شناختی، روانشناختی، و ماده‌گرایانه را، برای تبیین دسته‌ای از ویژگی‌های رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی می‌کند.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • در کتاب جنس دوم، سیمون دو بووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود، چرا دختران از اوان کودکی، نقش‌های فرهنگی معینی را می‌پذیرند. تز کلی کتاب، نشان‌دادن آن است که چگونه زنان به وسیلهٔ تاریخ و افسانه‌هایی تعریف و محدود شده‌اند که آن‌ها را در جایگاهی پایین‌تر قرار می‌دهد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • دوبووار در این اثر، با تکیه بر فلسفه اگزیستانسیالیسم و پژوهش‌هایی در تاریخ، زیست‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه، تلاش می‌کند بفهمد «زن بودن» دقیقاً چه معنایی دارد و این معنا چگونه در طول تاریخ شکل گرفته است.
    پرسش اصلی کتاب ساده به نظر می‌رسد، اما پاسخ به آن دوبووار را به بخش بزرگی از تاریخ و زندگی روزمره می‌کشاند: چرا زن در بسیاری از جوامع نه به‌عنوان یک انسان مستقل، بلکه در نسبت با مرد تعریف شده است؟

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • دوبووار در این کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از ویژگی‌هایی که به‌عنوان اموری طبیعی و ذاتی درباره زنان پذیرفته شده‌اند، در واقع در بستر فرهنگ، تربیت، سنت‌ها و ساختارهای اجتماعی شکل گرفته‌اند. او از کودکی و آموزش آغاز می‌کند و به مسائلی مانند ازدواج، مادری، عشق، کار، استقلال اقتصادی و تصویر زن در ادبیات و اسطوره‌ها می‌رسد. در مرکز استدلال او این ایده قرار دارد که زن در تاریخ اغلب به‌عنوان «دیگری» در برابر مردِ معیار و «انسانِ اصلی» تعریف شده است.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • جنس دوم صرفاً کتابی درباره ستم بر زنان نیست. بخش مهمی از اهمیت آن در این است که دوبووار می‌پرسد انسان چگونه می‌تواند در شرایطی که جامعه از پیش نقش و هویت او را تعریف کرده، به آزادی و انتخاب دست پیدا کند. به همین دلیل، کتاب را می‌توان تلاقی فلسفه، تاریخ، تجربه زیسته و نقد اجتماعی دانست؛ اثری که به‌جای ارائه تصویری یکدست از «زن»، تلاش می‌کند نشان دهد زنان چگونه در موقعیت‌های مختلف اجتماعی و تاریخی ساخته و تعریف شده‌اند.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • کتاب جنس دوم معروف‌ترین اثردوبوار  محسوب می شود  که در سال 1949 نوشته شده است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می‌پردازد. پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم معرفی شد.جنس دوم کتابی طولانی، پژوهشی و گاه دشوار است، اما اهمیتش فقط به زمان انتشارش محدود نمی‌شود. این اثر بعدها به یکی از متون بنیادین فلسفه فمینیستی و یکی از منابع مهم شکل‌گیری اندیشه‌های فمینیستی مدرن تبدیل شد و همچنان محل بحث و نقد است. 

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • سیمونی دو بووُار (به فرانسوی: Simone de Beauvoir)‏ (9 ژانویه 1908 – 14 آوریل 1986) با نام اصلی سیمونی لوسی ارنستین ماری برتراند دو بووار فیلسوف، نویسنده، زن فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود که در 9 ژانویه 1908 در پاریس در خانواده‌ای ثروتمند زاده شد. بووار در یک خانوادهٔ کاتولیک به دنیا آمد و پس از گذراندن امتحانات دورهٔ لیسانس ریاضیات و فلسفه، به تحصیل ریاضیات در Institut Catholique و زبان و ادبیات در مؤسسهٔ سنت‌مارین و پس از آن فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت. وی در حلقهٔ فلسفی دوستانه گروهی از دانشجویان مدرسهٔ اکول نورمال پاریس عضو بود که ژان پل سارتر نیز در آن عضویت داشت ولی خود بووار دانشجوی این مدرسه نبود. با وجود آنکه زنان در آن دوره کمتر به تدریس فلسفه می‌پرداختند، او تصمیم گرفت مدرس فلسفه شود و در آزمونی که به این منظور گذراند، با ژان پل سارتر آشنا شد. بووار و سارتر هر دو در 1929 در این آزمون شرکت کردند، سارتر رتبهٔ اول و بووار رتبهٔ دوم را کسب کرد. با وجود این، بووار صاحب عنوان جوان‌ترین پذیرفته‌شدهٔ این آزمون تا آن زمان شد. از آن به بعد سارتر و دو بووار به عنوان دو زوج فلسفی در روندشکل گیری نظریه پردازی تاثیرگذار شدند 

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • حسین مُهری نویسنده، روزنامه‌نگار، مترجم، گزارشگر و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون ایران بود. وی سال‌های طولانی در درون و بیرون از ایران با رسانه‌های فارسی‌زبان همکاری می‌کرد. مهری به فراگیری رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران پرداخت و در سال 1337 با کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. پس از پایان تحصیل به عنوان نویسنده، مترجم و گزارشگر با رسانه‌ها همکاری می‌کرد. از سال 1337 به مدت 10 سال با روزنامه اطلاعات همکاری نمود. حسین مهری به مدت دو سال سردبیری «مجله روشنفکر»،  او در سال 1338 با همکلاس دانشگاهی خود، خانم «عفت برادران رحیمی» ازدواج کرد و در سال 1353 برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن به پاریس مهاجرت کرد. چند سال بعد به کالیفرنیا مهاجرت کرد و در همانجا درگذشت.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • نظریه و زبر نظریه در روابط بین‌الملل مفاهیم و تفسیرهای متعارض تصویر فرد چرنوف نویسنده کتاب نظریه و زبرنظریه در روابط بین‌الملل مفاهیم و تفسیرهای متعارض
    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 5
  • کتاب با تشریح نظریه‌های اصلی روابط بین‌الملل آغاز می‌شود و سپس به بررسی فرانظریه می‌پردازد؛ یعنی همان پیش‌فرض‌هایی که این نظریه‌ها بر اساس آن‌ها شکل گرفته‌اند. چرنوف به موضوعاتی همچون واقع‌گرایی علمی، پوزیتیویسم و تفسیرگرایی پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه این مباحث بر تحلیل‌های علمی تأثیر می‌گذارند. یکی از مباحث کلیدی، ضرورت آگاهی از فرانظریه است. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه پیش‌فرض‌های نادیده‌گرفته‌شده می‌توانند بر پژوهش‌ها و تصمیم‌گیری‌های سیاستی تأثیر بگذارند. او همچنین به مناظرات میان پوزیتیویست‌ها و پساپوزیتیویست‌ها پرداخته و از رویکردی تأملی‌تر در مطالعات روابط بین‌الملل دفاع می‌کند. چرنوف علاوه بر این، با بهره‌گیری از آرای فیلسوفانی چون کارل پوپر، توماس کوهن و ایمره لاکاتوش، رویکردهای مختلف به علم را بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه این رویکردها می‌توانند به درک بهتر روند تحول نظریات روابط بین‌الملل کمک کنند و بر ضرورت کثرت‌گرایی روش‌شناختی تأکید دارد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • یکی از موضوعات اصلی این کتاب، رابطه میان نظریه و عمل در روابط بین‌الملل است. چرنوف بررسی می‌کند که چگونه نظریه‌های مختلف می‌توانند به تفاسیر متفاوتی از رویدادهای جهانی منجر شوند و تأکید می‌کند که پژوهشگران باید از تعصبات ناشی از چارچوب‌های نظری خود آگاه باشند. یکی دیگر از مباحث مهم، تنش میان رویکردهای علمی و تفسیری در روابط بین‌الملل است. نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این رشته باید مانند یک علم اجتماعی با قوانین عینی مورد مطالعه قرار گیرد یا اینکه باید به زمینه‌های تاریخی و تفسیری توجه بیشتری شود. او مزایا و محدودیت‌های هر دو دیدگاه را بررسی کرده و از رویکردی متعادل حمایت می‌کند. این کتاب همچنین به روند تکامل حوزه روابط بین‌الملل می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه تغییرات فکری و پارادایمی بر درک ما از سیاست جهانی تأثیر گذاشته‌اند.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • این کتاب پیوندهای مشخصی را که میان انتخاب سیاست‌ها و اصول نظریه‌های روابط بین‌الملل وجود دارد و نیز پیوندهای دیگری را که با دعاوی فلسفی ناظر بر نحوهٔ انتخاب بهترین نظریه وجود دارد نشان می‌دهد. از این گذشته، کتاب حاضر با رساندن مسائل سیاست خارجی به مباحثات معاصر دربارهٔ سرشت و بنیادهای نظریه روابط بین‌الملل، محققان و دانشجویان را به ابزارهای ضروری برای تحلیل استدلال‌های رقیب مجهز می‌سازد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • کتاب حاضر که درآمدی بر مباحثات جدید در روابط بین‌الملل به‌شمار می‌رود کوششی است برای نشان دادن این‌که چرا هر کس خواهان حل مسائل سیاست خارجی است باید نظریه‌های روابط بین‌الملل و مسائل فلسفی مطرح در تعیین نحوهٔ انتخاب بهترین نظریه را بشناسد. کتاب حاضر پرسش‌هایی را دربارهٔ سیاست‌گذاری پیش می‌کشد که هدف از آن‌ها واداشتن محققان و دانشجویان به تأمل انتقادی دربارهٔ فرض‌ها و باورهایی است که شالودهٔ توصیه به سیاست‌گذاری‌های خاص را تشکیل می‌دهد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • این کتاب با استفاده از سه مسئله بحث‌برانگیز سیاست خارجی معاصر آمریکا، دانشجویان را با «مباحث جدید» در روابط بین‌الملل آشنا می‌کند که در آن‌ها انتقادات سازه‌انگاری، تفسیرگرایی و پسامدرنیسم علیه مفاهیم سنتی اثبات‌گرایی علوم اجتماعی مطرح می‌شود. این کتاب نشان می‌دهد که هرگونه تصمیم منطقی در مورد چگونگی مدیریت سیاست خارجی در قبال عراق، کره شمالی، چین یا روسیه باید مبتنی بر نظریه‌های روابط بین‌الملل باشد. و مناسب‌ترین نظریه تنها پس از حل مسائل مربوط به روش‌های تحلیل انتقادی قابل انتخاب است.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • نویسنده کتاب فرد چرنوف، استاد روابط بین‌الملل کرسی هاروی پیکر و مدیر برنامه روابط بین‌الملل در دانشگاه کولگیت، همیلتون، نیویورک است. او نویسنده کتاب‌های «قدرت نظریه بین‌الملل» (2005) و «پس از دوقطبی‌گرایی» (1995) است و در بسیاری از مجلات روابط بین‌الملل، علوم سیاسی و فلسفه، از جمله فصلنامه مطالعات بین‌المللی، مجله حل منازعه، بررسی مطالعات بین‌المللی، هزاره و مجله اروپایی روابط بین‌الملل، مقاله می‌نویسد. پروفسور چرنوف دارای مدرک دکترای علوم سیاسی از دانشگاه ییل و دکترای فلسفه از دانشگاه جانز هاپکینز است.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 12
  • مرشد و مارگاریتا تصویر میخائیل‌آفاناسیویچ بولگاکوف نویسنده کتاب مرشد و مارگاریتا
    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 6
  • میخائیل علاقه داشت شغل پدر را ادامه دهد اما پدر می خواست که پسرش یک دکتر شود. اگرچه پدرش را خیلی زود از دست داد  اما او به احترام پدر سرانجام موفق شد  وارد دانشکده پزشکی شود و هفت سال بعد  موفق به اخذ مدرک پزشکی خود شد. علاقه زیاد میخائیل به زبان و ادبیات خارجی باعث شد که در کنار کار پزشکی در این زمینه نیز فعالیت کند. پس از پایان تحصیلات خود به روستای نیکلسکی فرستاده شد که چندی بعد خاطرات خود در این روستا را در کتابی با عنوان یادداشت های پزشک جوان روستا به چاپ رساند. در همان سال ها جنگ های داخلی در روسیه آغاز شد و او به عنوان پزشک مشغول به خدمت رسانی در جبهه ها شد. بولگاکف تمام تلاشش را به کار گرفت تا به ارتش نپیوندد اما برای مدتی مجبور به خدمت در ارتش شد و سپس از آنجا فرار کرد و به قفقاز اعزام شد تا به مجروحین جنگی کمک کند. برادران او در ارتش سفید مشغول به مبارزه بودند و پس از شکست آن ها در مقابل ارتش سرخ مجبور به ترک وطن شدند. اگرچه میخائیل نشان داده بود که وابستگی به هیچ ارتشی ندارد اما به علت داشتن پدری مذهبی و دو برادر ضد انقلابی، فضای فعالیت ادبی چندان برایش مساعد نبود.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14